تبليغاتX
غنچه ای در کنار قلبم
دوستای گلم حالا ديگه اصلا وقت نميکنم اينجا رو اپ کنم. ياسمينم اين فرصت رو به من نميده. امروز ۶۸ روزه شده.
يه روز ياسمين بغلم بود و نمی خواست اون رو تو تختش بزارم و تا ميزاشتمش تو تختش گريه ميکرد. من بهش گفتم مامان جو ن من خيلی کار دارم اخه.  اصلا من مامانم رو ميخوام،ماماننننننننننن!!!!!!!!!!!!تا اينکه  يک دفعه ديدم تلفن زنگ زد. از ايران بود. مامانم بود. اينم يک خاطره.
۴ روز ديگه بايد واکسن دخترکم رو بزنيم.
دخترکم سنگين شده. دخترک سه کيلو و صد گرمی ام حدود هفت کيلو شده.
+ نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1385ساعت 12:10  توسط زیبا  | 

+ نوشته شده در  جمعه 15 اردیبهشت1385ساعت 13:28  توسط زیبا  | 

40 roozegi

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 10:58  توسط زیبا  | 

 

yek roozegi jasmin dar bimarestan

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 17:27  توسط زیبا  | 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 16:23  توسط زیبا  | 

 
>